«محمدیتبار» در میدان سخت تعاون روستایی؛ پایان دلالی یا تکرار وعدهها؟
به گزارش پایگاه خبری الگن خبر، حدود چند ماه از حضور وحید محمدیتبار در رأس تعاون روستایی کهگیلویه و بویراحمد میگذرد؛ مدیری جوان که حالا در یکی از سختترین و کمبرخوردارترین حوزههای اقتصادی استان باید پاسخگوی انتظارات گسترده کشاورزان، تعاونیها و تولیدکنندگان باشد.
محمدیتبار که از نیروهای فعال و اثرگذار در جریان حمایت از دولت چهاردهم به شمار میرود، پس از گمانهزنیهای فراوان درباره حضورش در مسئولیتهای مهمتر اجرایی، در نهایت مسئولیت تعاون روستایی را پذیرفت؛ مجموعهای که سالها با مشکلات ساختاری، ضعف مالی، فرسودگی زیرساختها و کمتحرکی شبکه تعاونیها دستوپنجه نرم کرده است.
او سابقه مدیریت بحران استان و فعالیت در بدنه جهاد کشاورزی را در کارنامه دارد و همین تجربهها باعث شده بسیاری امیدوار باشند بتواند در حوزه تعاون روستایی نیز رویکردی متفاوت و میدانی ارائه دهد.
یکی از مهمترین محورهایی که این روزها درباره عملکرد مدیریت جدید مطرح میشود، ایده «روستابازار» و اجرای واقعی طرح «از مزرعه تا سفره» است؛ طرحی که اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند دست واسطهها و دلالان را کوتاه کرده و سود واقعی را به جیب کشاورزان برساند.
سالهاست کشاورزان محصولات خود را با کمترین قیمت میفروشند اما همان محصولات با چند برابر قیمت به دست مردم میرسد؛ سودی که نه نصیب تولیدکننده میشود و نه کمکی به سفره مردم میکند. حالا تعاون روستایی میخواهد با راهاندازی بازارهای مستقیم در شهرهایی مانند یاسوج و چرام، این چرخه معیوب را اصلاح کند.
در همین مدت کوتاه، محمدیتبار تلاش کرده با بازدیدهای میدانی از شهرستانها و شناسایی ظرفیتهای مغفولمانده، تصویر دقیقتری از وضعیت شبکه تعاون روستایی به دست آورد. از سوی دیگر، احیای ژنراتور اضطراری سردخانه ۲۰۰۰ تنی تعاون روستایی پس از بیش از سه دهه تعطیلی، یکی از اقداماتی بود که بازتاب مثبتی در میان فعالان این حوزه داشت.
با این حال، مسیر پیش روی مدیریت جدید آسان نیست؛ بسیاری از تشکلها و اتحادیههای تعاون روستایی استان با مشکلات جدی مالی، کمبود نیروی متخصص، فرسودگی تجهیزات و ضعف سرمایهگذاری مواجهاند؛ بهگونهای که برخی مجموعهها حتی برای نگهداری و تعمیر زیرساختهای موجود نیز با مشکل روبهرو هستند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا مدیریت جدید میتواند با ایدههای نو، تعاملات گسترده و استفاده از ظرفیت شبکههای مردمی و بانکی، تعاون روستایی را از یک مجموعه کماثر اداری به موتور محرک اقتصاد روستا تبدیل کند یا این مجموعه همچنان در چرخه وعدهها و کمبودها باقی خواهد ماند؟
بدون نظر! اولین نفر باشید