نقدی بند به بند و بیپرده به اظهارات روابط عمومی استانداری
مطلبی از روابط عمومی استانداری با موصوع جای خالی اهالی قلم دلسوز و متعهد احساس میشود ؛متولیان فکری به حال رسانه ها کنند الگن خبر بعنوان یک رسانه که در معرفی ظرفیت ها وپتانسیلها ی استان و مشکلات...
مطلبی از روابط عمومی استانداری با موصوع جای خالی اهالی قلم دلسوز و متعهد احساس میشود ؛متولیان فکری به حال رسانه ها کنند
الگن خبر بعنوان یک رسانه که در معرفی ظرفیت ها وپتانسیلها ی استان و مشکلات ومعضلات استان وانعکاس آنها به مسئولان و معرفی عملکردهای دولت های سابق وفعل ود همه ی شرایط چه قبل چه حال در این شرایط جنگی همراه وهمگام مردم بوده ضمن تایید عملکرد استاندار استان وحضور ایشان در تجمعات شبانه مردم وتلاش برای برون رفت استان از محرومیت ولی روی صحبتم با روابط عمومی است که خود را مدیر هم خوانده است جناب روابط عمومی استانداری
این صحبتها بیش از آنکه بوی اصلاح بدهد، بوی فرافکنی و پاککردن صورت مسئله را میدهد. وقتی جای پاسخگویی خالی است، نسخهپیچی برای رسانهها سادهترین کار ممکن میشود.
۱. «جای خالی اهالی قلم دلسوز احساس میشود»
واقعاً؟
اول پاسخ بدهید در مدت حضورتان در روابط عمومی استانداری:
با چند رسانه مستقل ارتباط مؤثر برقرار کردهاید؟
چند رسانه منتقد را به جلسات رسمی دعوت کردهاید؟
چند نشست واقعی (نه نمایشی) با اهالی رسانه برگزار شده؟
اگر “اهالی قلم دلسوز” غایباند، آیا دلیلش حذف، بیتوجهی و گزینشیعملکردن روابط عمومی نیست؟
۲. «رسانهها درگیر مسائل قومی و جناحیاند»
این جمله وقتی از زبان یک مقام دولتی بیان میشود، بیشتر شبیه فرار رو به جلو است.
رسانهها محصول خلأ شفافیتاند.
وقتی اطلاعات درست، بهموقع و کامل منتشر نشود، طبیعی است که فضا به سمت تحلیلهای غیررسمی و حتی جهتدار برود.
سوال ؟
اگر شفافیت هست، چرا رسانهها باید به حاشیه بروند؟
۳. «رسانه باید مستقل و بیطرف باشد»
حرف درستی است، اما از جای اشتباه مطرح میشود.
رسانه مستقل زمانی شکل میگیرد که:
دسترسی برابر به اطلاعات داشته باشد
از فشار و خطدهی در امان باشد
آیا روابط عمومی استانداری چنین بستری را فراهم کرده یا فقط انتظار دارد رسانهها “مطیع اما مستقل” باشند؟
۴. «ایجاد شبهه ناشی از ضعف علمی رسانههاست»
این ادعا، سادهسازی خطرناک است.
گاهی “شبهه” نتیجهی ابهام در عملکرد مسئولان است، نه ضعف رسانه.
اگر پاسخها شفاف باشد:
شبههای شکل نمیگیرد
رسانه مجبور به حدس و گمان نمیشود
مشکل را از جای درست ببینید.
۵. «نقد باید منصفانه باشد»
بله، اما تعریف “منصفانه” از نگاه شما چیست؟
نقدی که تند باشد اما واقعی، غیرمنصفانه است؟
یا نقدی که آرام باشد اما سفارشی، حرفهای محسوب میشود؟
مرز انصاف را نمیشود با سلیقه روابط عمومی تعیین کرد.
۶. «زیر سؤال بردن مدیران تبعات دارد»
درست؛ اما: مدیر بودن هم تبعات دارد.
کسی که مسئولیت میپذیرد:
باید نقد شود
باید پاسخ دهد
باید شفاف باشد
نمیشود فقط از “حقالناس مدیران” گفت و از “حقالناس مردم” عبور کرد.
۷. «نیاز به ساماندهی رسانهها»
این بخش نگرانکنندهترین قسمت حرفهاست.
“ساماندهی” اگر به معنی:
محدودسازی
خطدهی
یکدستسازی
باشد، نتیجهاش مرگ رسانه است، نه اصلاح آن.
رسانه با آزادی رشد میکند، نه با نسخههای اداری.
۸. «دولت مظلوم و استاندار موفق»
هیچکس با تعریف و تمجید مشکل ندارد، اما:
این حرفها وقتی از تریبون روابط عمومی بیان میشود، بیشتر شبیه تبلیغ است تا تحلیل
اگر عملکرد موفق است، بگذارید رسانهها آزادانه آن را تأیید کنند، نه اینکه شما پیشاپیش حکم صادر کنید
۹. «خدمات منعکس نمیشود»
این دقیقاً وظیفه شماست، نه رسانهها.
اگر خدمات دیده نمیشود:
یا روایتگری ضعیف است
یا ارتباط با رسانهها قطع است
یا اعتماد از بین رفته
مشکل را به گردن دیگران نیندازید.
کسی با شخص خاصی کاری ندارد؛
بحث بر سر یک رویکرد غلط است.
روابط عمومی اگر:
درِ خود را به روی رسانهها ببندد
منتقد را حذف کند
و بعد از “ضعف رسانهها” گلایه کند
این دیگر نقد نیست؛ تناقض آشکار است.
قبل از نسخهنویسی برای رسانهها،
کارنامهی خودتان را روی میز بگذارید.
سؤال هنوز پابرجاست:
شما برای تقویت رسانهها چه کردهاید، جز انتقاد از آنها؟
بهرام پارسا عضو خانه ی مطبوعات استان و فعال رسانه ای
بدون نظر! اولین نفر باشید